• جستجو

 

  • نشر بلخ
  • عجم زنده کردم بدين پارسی

ببند
نام :  
ايميل گیرنده:
  
پیغام :  
 
12143 : شمار بازدید
فرستادن به دوستان

عجم زنده کردم بدين پارسی

گفتگوی ابرار ،  با موسس بنياد نيشابور :
استاد فريدون جنيدی
پژوهشگر و محقق زبان فارسي
 
هدف اصلی و بزرگ ما ، تشکيل دانشگاهی است که همچون دانشگاههای بزرگ ايران باستان، (چون نظاميه نيشابور و مدرسه صابونی و ...) «دانشگاه بی مدرک» باشد تا در آن پژوهندگان «علم را برای علم و نه برای مدرک » بخوانند.
اين بخشی از سخنان «فريدون جنيدی» موسس « بنياد نيشابور» بود.
وی در ادامه گفت کتابخانه و بايگانی عکس و اسلايد بنياد نيشابور با همه ی کوچکی گنجينه ی در خور نگرشی است که بی هيچ ضابطه ای همواره به روی پژوهندگان باز است و هر دانشجوی ايرانی که بخواهد در هر رشته ی فرهنگی و در هر يک از مقاطع تحصلی ليسانس تا دکترا، رساله بگذراند می تواند از راهنمايی و همکاری رايگان بنياد نيشابور برخوردار شود.
  «سرويس آينه ی هنر» با توجه به اهميت زبان و بيانات مقام معظم رهبری که فرموده اند: « زبان هويت ملی ماست» و ضرورت پرداختن به اين مسأله، با يکی از استادان فعال در زمينه ی زبان و فرهنگ ملی ايران گفت و گويی انجام داده است که حاصل آن را تقديمتان می کنيم.
    آينه ی هنر: استاد لطفا ً در مورد زبان فارسی و شيوه هايی که بتوان به آن غنا بخشيد توضيح بفرماييد.
-   برای اينکه ما يک زبان فارسی نيک و هماهنگ و خوشايند و همچنين شيوه نثر دلپذيری داشته باشيم مستلزم کوشش فراوان است و البته بايد تا آنجا که ممکن است واژه های فارسی را پيدا کرد و واژه هايی از گويش های ايرانی و زبان های ايرانی به ياری زبان فارسی آورد؛ گروهی امروز واژه سازی می کنند و بايد گفت واژه سازی به 3 صورت ممکن است.
   آقای جنيدی چه گروههايی واژه سازی می کنند؟
-    گروههايی که به اصطلاح می خواهند «سره» نويسی بکنند بيشتر اشخاص هستند و به صورت انفرادی با چاپ کتب مختلف مبادرت به اين کار می کنند.
فارسی باستان يا «سنسکريت» بسيار دشوار است برای اينکه اولا ً واژه از آن زمان تا به حال سايش پيدا کرده و ساده تر شد. بکار بردن واژه به همان ترتيب که در اوستا آمده در زبان فارسی امروز جايز نيست، مثلا ً فرض بفرماييد در اوستا آمده است « رَئوچنگ» اين واژه در زبان فارسی باستان شده «رئوچه» در زبان پهلوی کهن شده «روچ» در زبان پهلوی نوتر، شده «روژ» در زبان فارسی دری شده«رز» و امروزه اين واژه را « روز» می خوانند اين واژه در زبانهای ديگر کوتاهتر هم شده است مثلا ً در کاشان و در دامغان «روح» هم خوانده می شود. واژه «لويس» ارمنی هم به معنی «روز» از همين ريشه است خب حالا فرض بکنيد که ما کلمه روز را در زبان امروز داشته باشيم و حالا اگر بخواهيم واژه «رائوچنگ» را بياوريم، جايز نيست برای اينکه گفتن آن دشوار است کلمه ی سنگينی است و نمونه های ديگری را هم می توان شمرد که اگر بخواهيم از اوستا بياوريم دچار مشکل مي شويم و زبان فارسی امروز را دندانه دار می کند و يا به اصطلاح «مضرس» می کند. خب حالا اگر هم بخواهيم اين واژه ها را خلاصه بکنيم تا خوشايند شود کار هر کسی نيست و اين خلاصه کردن کار کسی است که واقعا ً زبان اوستا و فارسی باستان و پهلوی را به خوبی بشناسد و به زيبايی های زبان فارسی آشنا باشد. بعضی از افراد که آشنايی کامل با زبان کهن ندارند گاه واژه سازي مي کنند که درست نيست مثلا ً من از يکی از نويسندگانی که سعی می کند از  اين کارها بکند ، نمونه ای می آورم.
اين نويسنده محترم به جای گورستان آورده است « نکان گاه» البته در اوستا «کن» يعنی کند « نی کن» و «نی» اشاره به پايين است. مانند « نی شستن» ، « نی هفتن» و « نی هادن» همه اينها در فارسی شده است « نشستن» ، « نهفتن» و«نهادن» بنابراين « نی کن» يعنی حفر کردن و گودان کندن ،  آن وقت وی « نی کن » را کرده « نکان» و بعد گفته « نکان گاه»  يعنی گورستان، خب اين واژه درست نيست برای اينکه اولا ً « نی کن» را چرا کرده «نکان» ؟
ما ميتوانيم ساده تر بکنيم ولی نمی توانيم ، (ا َ) را (آ) بکنيم يعنی دشوارترش بکنيم و دوم اينکه وقتی ما واژه ی فارسی گورستان را داريم چه دليلی دارد که «نکان گاه» بجای آن به کار ببريم؟ اصلا ً چه نيازی بود؟ به نظر من اين طور کارها يکی هنرنمايی است که دردی را دوا نخواهد کرد، راه دوم واژه هايی است که گروهی امروز خود شروع می کنند به ساختن، مثل واژه « فراگرفت» که نمونه اش زياد است اين واژه ها هم ساختگی است و به زودی از بين خواهد رفت مانند ريگ که پس از يک موج ته نشين می شود. سوم اين است که ما از واژه های زبان ايرانی کمک بگيريم که اين بهترين راه است برای اينکه اين واژه ها هم مثل زبان فارسی در طول چندين هزار سال سايش پيدا کرده اند و آماده شده اند برای اينکه امروز بتوانند به زبان فارسی ياری بدهند.
بنده شخصا ً بنا را بر اين گذاشته ام ضمن اينکه بزگترين کار را در زمينه فرهنگ اوستا در «بنياد نيشابور» کرده ايم در زمينه زبان پهلوی هم کار عظيیي کرده ايم و همين طور در زبان سنسکريت اين کوشش ادامه دارد و قبلا ً هم خودآموز زبان پهلوی را چاپ کرده ايم و هم اينک بيشترين کوشش را برای تهيه فرهنگ زبان امروز به عمل آورده ايم.
مثلا ً ما در سال گذشته دو کتاب در زمينه فرهنگ زبان « راجی» منتشر کرديم. زبان « راجی» زبانی است که در مرکز ايران و در دليجان و خمين و محلات و ... تکلم می شود که البته مرکز آن در دليجان است.
    «راجی» به چه معنا است ؟
-    احتمال می رود که مربوط به ری باستان باشد.
     آيا آثار و شواهد مکتوبی هم از اين زبان در درست هست؟
-    بله، در بعضی از نوشته های کهن مثل « شمس قيس» هست، ما از ری باستان مثالهايی داريم که امروز راجی زبانان می توانند آن را معنی بکنند.
     آيا در حال حاضر هم ، به اين زبان صحبت می کنند؟
-   بله تمام آن شهرهايی که نام بردم همه به گويش های مختلف زبان « راجی» صحبت می کنند منتها بهترين گونه اش در دليجان است.
    آيا يک زبان کامل است يعنی تمام قواعد مربوط به يک زبان را داراست و يا اينکه بيشتر يک گويش و لهجه است ؟
-    بله يک زبان کامل است و ميتوانيم آن را به عنوان يک زبان در رديف زبانهای پشتو و اردو و کردی و ديگر زبانها به حساب بياوريم . بله عرض کنم يک زبان ديگری که فرهنگ آن را سال گذشته چاپ کرديم زبان «بيذوی» است. «بيذوی» يک روستای خيلی آباد و بزرگ در دل کوير کاشان است و در آن روستا، هم فرهنگ خيلی زنده و فعالی جريان دارد و هم اينکه مردمش گويش خيلی خوبی دارند که فرهنگ آن هم جمع آوری شد.
يک جزوه ديگری هم چند سال پيش چاپ کرديم به نام زبان « رومانو» ؛ کسانی که زبان شناسی خوانده اند عنوان می کردند که زبان ممکن است ساختگی باشد و برخی می گفتند که اين زبان ممکن است يک زبان رومی باشد يعنی روميانی بوده اند که در چند سال پيش به ايران آمده اند اما ما سطحی نگاه نکرديم و جستجو کرديم و بعد به ما معلوم شد که از اين زبان دو نوع گويش با تفاوت اندکی در يکی از روستاهای قوچان و ده زرگر نزديک کرج و قزوين جريان دارد.
   شما اين زبان را چطور کشف کرديد؟
-    من در کنگره فرهنگ و ادب کردی در مهاباد بود که يکی از کردهای قوچان به نزد من آمد و گفت ما يک زبانی داريم و من چند واژه از او پرسيدم و بعد ديدم درست می گويد و از وی تقاضا کردم و گفتم دستت را می بوسم و بيا تا ما يک واژه نامه تهيه بکنيم و او هم قبول کرد و چند سال طول کشيد تا ما اين واژه نامه را مدون کرديم. بعدها ما تحقيق کرديم ديديم اين زبان « روما» و شاخه ای از کولی های آيايی هستند که در اروپا شناخته شده هستند مثلا ً اقوام «روما» در آلمان تحت ظلم هيتلر هم بوده اند و پس از هيتلر هم نتوانستند سربلند بکنند.
منظور بنده اين است که اين بهترين نوع ياری رساندن به زبان فارسی است مخصوصا ً اين که همواره از سوی مقام معظم رهبری تأکيد می شود که زبان فارسی را بايد به کار بگيريم و اين وظيفه همه است و ما بايد کوشش بکنيم بخصوص ما فرهنگيان بايد متوجه بشويم که چطور بايد اين کار را کرد و ما بايد اول به آن نيرو بدهيم بعد به کار بگيريم به طوری که بتوان در برابر هجوم زبان بيگانه و کشورهای قدرتمند که با اقتصاد و سياست به جهان چيره شده اند ايستادگی بکنيم و اين راهی ندارد غير از اينکه گنجينه زبان فارسی را غنا بخشيم من قبلا ً به فرهنگستان زبان نامه نوشتم و گفته بودم شما اندکی بيشتر مطالعه کنيد و از متون فارسی مثل بيهقی، اسرار التوحيد، بلعمی و .. واژه های فارسی را پيدا کنيد و به کار بگيريد.
من نمی خواهم نام ببرم ولی يکی از مسوولان فرهنگستان در جواب گفت که آقا اين کار خيلی مشکل است و من هم گفتم بله مشکل است ولی به هر صورت مرد بايد تن به کارهای مشکل بدهد و کار فرهنگستان مشکل است و ديديد که با اين وضع کارش به کجا انجاميد و من اکنون هم معتقدم بزرگترين نيروها را بايد روی اين کار بگذاريم و هرچه زودتر زبان فارسی را دريابيم و اين واژه ها را هر چه زودتر به کمک زبان فارسی بياوريم من ميتوانم در اين زمينه برای شما مثال بياورم:
اگر در زبان امروز فارسی بخواهيم از کسی اجازه بگيريم که کاری را انجام دهيم يا بايد بگوييم که «اجازه بده» که عربی است يا بايد بگوييم که « بگذار» که اين کار را انجام بدهم در زبان «بيذوی» اين واژه را می گويند « به هرز» اگر به اين واژه نگاه بکنيد «هرزيدن»، «هليدن» و «هشتن» است « بهل» و می بينيم که در زبان يزدی هم کاربرد دارد به صورت «بل» و نياکان ما اين ها را به کار برده اند ولی اين واژه ممکن است نزد ما آشنا نباشد در صورتی که بيشتر اقوام از جمله کردها اين واژه ها را به کار می برند. مثلا ً «بهل تا بروم» (به هرز تا بروم) و اين، بهتر است تا بگوييم بگذار تا بروم يا بگوييم اجازه بده تا بروم يا اين که در همين زبان « بيذوی» به صاعقه می گويند «فرای» که يک واژه آريايی است و در انگليسی هم اين واژه به معنای سرخ کردن و کباب کردن به کار می رود و صاعقه را هم که توجه بکنيد می بينيد که همين معنی را دارد و بهتر است که از اين واژه کمک بگيريم و بعد از اين به جای صاعقه به کار ببريم.
   ما چگونه بايد به اين منابع و فرهنگ ها دسترسی پيدا بکنيم؟
-اين يک وظيفه مهم فرهنگيان است. بنياد نيشابور به سهم خودش بيشترين سعی اش را بر سر اين کار گذاشته است ما الان چندين کتاب فرهنگ از واژه های ايرانی در  دست داريم که به مرور اگر خدا بخواهد چاپ می کنيم که يکی از اينها فرهنگ «تاتی، تالشی آذری باستانی» است که فرهنگ خيلی مفصلی است که اولا ً همبستگی آذربايجان باستان را با تاتار و با تالشی ها نشان ميدهد و از بابت وحدت ملی برای ما خيلی خوب است ثانيا ً واژه های زيبا و جديدی به ياری زبان فارسی می آورد...
فرهنگ واژه های ايرانی در زبان ترکی و بوربور چين که در برگيرنده هشت هزار و پانصد واژه ايرانی در بور بور چين است که چند هزار فرسنگ آن سوتر از ايران واقع است و جالب اين است که در همان استانی که « بوربورها» هستند ايرانی تبارها هم هنوز هستند و به زبان شيرين فارسی صحبت می کنند و آدابشان ايرانی و دينشان اسلام است و شيعه اسماعيلی هستند و هنوز يک درخت گردويی را نشان می دهند و می گويند اين همان درخت گردو است که آرش از فراز دماوند تيری افکند بر اين درخت و عنوان می کنند از اين درخت و عنوان می کنند از اين درخت گردو به اين سو ايران است و به آن سو توران. يعنی در « کاشغر» و « سين کيان» معتقدند که اين جا سرزمين ايران است و وقتی چنين استعدادی در سرزمين پارسی گويان است ما بدون اينکه بخواهيم انديشه جهانگيری داشته باشيم و بدون اينکه بخواهيم احترام مرزهای کشورها را از بين ببريم می توانيم از محدوده و مرز گسترده فرهنگ ايرانی کوشش کنيم، تا همه اين ملت ها را از بابت فرهنگی که دارند همبسته بکنيم.
  شما واژگان و يا فرهنگ لغات برای موسيقی نوشته ايد؟ يا در برنامه تان داريد؟
-    سال پيش يک مقاله برای کنگره باربد نوشتم و چند واژه را به صورت ابتدايی معرفی کردم که بد نيست به عنوان مثال چند نمونه اش را اينجا بياورم امروز می گوييم « ساز» در صورتی که ساز درست نيست و اصل واژه ای که امروز به معنی ساز به کار می بريم « رود» است و آن وقت گفتن «رود» را «ساز» کردن به جای «ساز» را «کوک» کردن درست است.
يا به جای «موسيقی» که واژه يونانی است و از ريشه «موزا» گرفته شده و می دانيد که يونانيان عنوان می کردند که در طبقات آسمان فرشتگان و يا خدايانی هستند بنام «موز» و اينها موسيقی می نوازند و از اين واژه «موز» واژه موسيقی ساخته شد و ما می دانيم که چنين چيزی درست نيست و درمتون پهلوی راجع به اين واژه آمده است «هونياک» و اين واژه در اصل « هونياک » بوده است « نواک» همان «نوا» است و «هونواک» يعنی نوای خوش بنابراين «خنياگری» که می گويند در زبان پهلوی « هونياکری» بوه است و امروز ما بهتر است همان « خنيا» را بکار ببريم و يا اگر به کار بردن«خنيا» سخت است بگوييم «نوای خوش» به جای موسيقی.
    آيا به نظر شما به کار بردن کلمه«موسيقی» با اين که واژه جا افتاده ای است ايجاد مشکل می کند؟
-    ببينيد اصل واژه «موسيقی» غلط است چون بر اساس بت پرستی است و بر اساس شرک است . ما بايد برای زندگی خودمان آرمان داشته باشيم و اگر بر اساس آرمان خودمان زندگی بکنيم نبايد اين واژه را که بر اساس خدايان دروغين يونان است به کار ببريم.


  • بنیاد نیشابور