• جستجو

 

  • نشر بلخ
  • كوروش ذوالقرنين، شخصيتي است جهاني

ببند
نام :  
ايميل گیرنده:
  
پیغام :  
 
12729 : شمار بازدید
فرستادن به دوستان

كوروش ذوالقرنين، شخصيتي است جهاني

ديدگاه هاي دكتر فريدون جنيدي مدير بنياد نيشابور درباره 12 قرن سكوت
روزنامه عصر آزادي دوشنبه 30 تير 1381
 
دكترفريدون جنيدي ، پژوهشگر و باستان پژوه درگفتگو با خبرنگار هنري ايسنا به تشريح ديدگاههاي خود درارتباط با چاپ كتاب 12 قرن سكوت پرداخت .
دكتر فريدون جنيدي ، استاد دانشگاه و مدير بنياد پژوهشي نيشابور درگفتگو با ايسنا درارتباط با مطلبي مبني بر ادعاي مؤلف كتاب 12 قرن سكوت كه سلطنت پرستان ، ناسيوناليست ها ونان خورهاي كوروش اين كتاب را لعنت خواهندكرد،گفت: كوروشي كه در2500 سال پيش مرده است ، امروز نمي تواند به كسي نان بدهد ، ممكن است منتقداني درصدد نقد وبررسي كتاب فوق برآيند كه وابسته به هيچ كدام از تقسيم بندي هاي فوق نباشند. بنابراين تقسيم بندي بالا به نحوي شعارگونه انجام شده ومؤلف 12قرن سكوت، مرزهايي را مشخص كرده است تا هيچ كس بدليل واقع نشدن درمظان اتهام ، نتواند به او جواب دهد.
وي ادامه داد: اين كتاب داراي تناقضات بسياربوده وكاملا غيرعلمي تنظيم شده وپاسخ هدفمند آن بزودي ازطرف جامعه فرهنگي كشور بانام اعتبار باستان شناسي پارس و هخامنشي ارائه خواهدشد، چون كوروش شخصيتي است كه بزرگان جهان او را ستايش كرده و نام او دركتاب هاي آسماني نيز ذكرشده است. به گونه اي كه مولانا  ابوالكلام آزاد از وي به عنوان ذوالقرنين نام بردده واين مسأله را به اثبات رسانده است؛ چرا  كه كوروش نخستين فرمانروايي است كه تغيير سلطنت را با خونريزي آغاز نكرده است، بنابراين اتهام بستن به اين شخصيت امر شايسته اي نيست.
وي افزود: كار علمي با شعار وباسخنان بي سر وته سامان نمي پذيرد؛ درحالي كه مؤلف كتاب 12 قرن سكوت اين امررا آغازكرده و براي اين كه منتقدان اين كتاب را  نقد نكنند ، آنها را در3 گروه سلطنت پرستان ، ناسيوناليست ها ونان خورهاي كوروش تقسيم بندي كرده است .
دكتر فريدون جنيدي درارتباط با چاپ مطلبي دركتاب 12 قرن سكوت تحت عنوان عدم رشد ملي درحكومت 1200 ساله سلسله هاي تاريخي گفت: پژوهشگراني كه قصد بررسي هنر ايران رادارند ، بايستي به مـــوزه هاي بزرگ جهان همچون لوور و ارميتاژ مراجعه كنند تا دست آوردهاي علمي وهنري رادراين 12 سده كه درگنجينه هاي معتبر دنيا به نمايش درآمده مشاهده كنند؛ بنابراين ادعاي عدم رشـد ملي در سلسله هاي تاريخي كاملاً ردشده است، چون وقتي هنر وجوددارد ، فرهنگ نيز پويا مي شود و به تبع آن رشد ملي نيز به وجود مي آيد.
وي ادامه داد: چگونه مي توان عظمت هنري آثار هنرمندان ايراني را درطول 1200 سال  ناديده گرفت ، درحالي كه اين آثار با شاخص هاي هنري خود معرف عصر خود هستند. ازسوي ديگر، مؤلف 12 قرن سكوت 1200 سال را متعلق به حكومت هاي هخامنشي، پارتي وساساني دانسته وآنها را غير بومي وغيرايراني ذكركرده است؛ پس دراين ميان مدت زمان حكومت سلوكي ها  چه مي شود ايشان آن را کاملاً ناديده گرفته است لذا اگر اين مؤلف در کار خود صداقت داشت بايد مدت زمان حکومت سلوکي ها را كه قومـي كامـلاً بيگانــه بوده اند، ذكر مي كرد، درحالي كه وي اين كار را انجام نداده است.
وي افزود: چشم پوشي از حكومت سلوكي ها يك امر هدايت شده است چرا كه ازسلسله هاي تاريخي بعنوان حكومت هاي غير بومي ياد شده، ولي از سلوکي هاي غير بومي اصلاً نامي به ميان نيامده است واين امر دريك تحقيق علمي به هيچ وجه كار درستي نيست.
مدير بنياد پژوهشي نيشابور پيرامون بي اعتبار دانستن كتيبه هاي هخامنشي ازسوي مؤلف 12 قرن سكوت، يادآور شد: چگونه ممكن است اسنادي را كه درطول تاريخ برفراز كوه ها ويا تخت جمشيد بوده اند، بي اعتبار دانست ؟ ممكن است كه ما اين گونه قضاوت كنيم كه داريوش برعليه كمبوجيه يا برديا كودتا كرده است ، ولي ازاين مسأله نيز نمي توان چشم پوشي كرد كه داريوش سلسله اي را پايه گذاري كرد كه با مركزيت اداري وسياسي ايران برجهان حكم رانده است.
وي افزود: درهيچ نقطه اي ازجهان مدارك معتبري وجودندارد تا نشان دهد كه فرم پوشاك مردم هند و روم وساير كشورها در2500 سال پيش چگونه بوده است ، درحالي كه اين امر به وضوح درتخت جمشيد قابل مشاهده است ، پس چطورمي توان اين اسناد را بي اعتبارجلوه داد؟
وي ادامه داد: طي سالهاي اخير لوحه هاي گلين ازپرسپوليس به دست آمده كه نحوه پرداخت دستمزد كارگران رانشان مي دهد وبراي اولين بار نويسنده اي غربي در همين زمينه كتابي به نام ” از زبان داريوش“ نوشت كه توسط انتشارات مؤلف 12 قرن سكوت چاپ شده و پورپيرار در اين كتاب مقدمه اي نوشته است كه به طور كامل باسخنان امروزيش متناقض است.
دكتر فريدون جنيدي درارتباط با ترجمه كلمه اورمزد به جاي اهورامزدا در ”دوازده قرن سكوت “ گفت: مؤلف اين كتاب از روي ناآگاهي دراين زمينه صحبت كرده است، چون ” اورمزد“ تلفظ فارسي اهورامـزدا  مي باشد كه اهورامزدا درزبان پهلوي به ”اوهرمزد“ وسپس درتلفظ فارسي به ”اورمزد“ تبديل شده است وبه تنهايي فاقد بار معنايي است .
وي افزود بنابراين ”اورمزد“ شكل تغيير يافته اهورامزداي باستاني است كه متأسفانه ناصر پورپيرار فقط ازروي انديشه ها وبرداشت هاي خودبهره برداري كرده و اين كلمه را بار معنايي ديگري داده است . اگر كتاب ”گات هاي زرتشت“ را مطالعه كنيد، متوجه مي شويد كه كلمات مزدا، اهورا ، مزدا اهورا و اهورامزدا دراين بخش وجوددارند وگات ها از كهن ترين اسناد مكتوب آريايي است كه همزمان با وداهاي هندبوده است ؛ ما كلمه اهورا را درزبان سانسكريت به صورت ”اسوره“ مشاهده مي كنيم ، لذا ادعاي مؤلف دوازده قرن سكوت درست نبوده و بايد خط بطلان قرمز برروي همه اين گفته ها كشيد.
مدير بنياد پژوهشي نيشابور درارتباط  با ادعاي پورپيرار مبني بر اينكه هخامنشيان دست نشانده قوم يهود هستند ، گفت:
يهوديان خود به صراحت معترفند كه توسط كوروش آزاد شده اند وخرد انساني اقتضا نمي كند كه ناجي دست نشانده نجات يافته باشد، درلوحه اي هم كه ازبابل به دست آمده ، حتي ازخداياني كه بابلي ها به زور ازشهرهاي مختلف گرفته اند ، نام برده شده و صراحتاً دستورداده شده است تا اين ها را به شهرهاي خود بازگردانند.
وي افزود : اين امر درمورد اقوام يهود هم صادق است چون كوروش ازهزينه ايران معابد آنها را بازسازي كرده است ؛ پس چگونه امكان دارد كه هخامنشيان تحت نفوذ يهوديان بوده باشند.
دكتر فريدون جنيدي درادامه گفتگو با خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) پيرامون مطلبي عنوان شده در12 قرن سكوت مبني بر عدم ارتباط نقوش آتشدان هاي سكه ها با دين ساساني وتبليغ اين دين با زور سرنيزه يادآور شد: دين زرتشت هيچ گاه با زور تبليغ نشده وازمرزهاي ايران فراترنرفتـه است، چون اگر قراربود هخامنشيان وساسانيان دين خودرا به زور  عرضه  كنند ، باتوجه به قدرت سياسي ونظامي خود، قادر بودند به راحتي ديگران را به پذيرش دين زرتشت واداركنند، درصورتي كه اين امر هيچگاه جامه عمل به خود نپوشيده است.
وي افزود: درگات ها بندي وجوددارد كه مي گويد: ”من انديشه نيك ، گفتار نيك  وكردار نيك را مي ستايم و مي ستايم دين بهي مزديسنا را كه به دور افكننده سلاح بوده و مخالف جنگ و خونريزي و پيوند دهنده جهانيان است“، لذا اين دين باتوجه به اين آموزه هاي مذهبي، نمي تواند با اسلحه وتازيانه گسترش يابد، ازطرف ديگر درزمان ساسانيان 54 كليساي اسقف نشين درايران وجودداشتند كه اگر قراربود ساسانيان با آنان مبارزه كنند، اصلاً ازمسيحيان نشاني باقي نمي ماند؛ پس اين امر نشان مي دهد درشهرهاي ايران آزادي وتبليغ دين وجودداشته وداوري ناصر پورپيرار دراين زمينه كاملاً بدون دليل و بي اعتبار است.
مدير بنياد پژوهشي نيشابور درارتباط با ادعاهاي مؤلف 12 قرن سكوت، مبني بر جعلي بودن كتيبه هاي آريارمنه وارشام خاطرنشان كرد: اين امر ادعايي است كه فقط ازسوي پورپيرار مطرح شده وايشان بايد دلايل ومدارك خودرا ارائه كنند، چون درشرايطي كه تمامي باستان شناسان ومورخان جهاني اين مدارك را مستند مي دانند، وي بايد مشخص كند كه آيا بعداز 2500 سال، جعلي بودن اين كتيبه ها به وي الهام شده وياايشان مدارك ديگري دراختياردارند.
وي همچنين درخصوص سرزمين پارسه گفت: سرزمين فارس درمنابع يونان، ايتاليا وحتي مدارك موجود غربي  به اين نام شناخته وجهان متمدن باستان ازآن به عنوان پارس نام برده اند،  پس چطـــور      مي توان مدعي بود كه ما هيچ مدركي نداريم، افزون براين دركتيبه هاي آشوري  براي نخستين بار از حكومت ”پارسوآش“  درآذربايجان خبرداده شده است ، درحالي كه ناصر پورپيرار اين مدارك را ناديده گرفته وعليه اين مدارك  سخن گفته است .
مديربنياد پژوهشي نيشابور پيرامون مطرح ساختن ”آشورباني پال“ به عنوان يك چهره فرهنگي از سوي مؤلف  12 قرن سكوت تصريح كرد: كتيبه هاي آشوري خود به صراحت ازجنايات وفجايع خود داد سخن داده اند واين امر را به صورت مكتوب ومصور ازخود به يادگار گذاشته اند وحتي تصويري دركتيبه هاي آشوري وجوددارد كه تخريب معبد موساسير ايران را نشان داده است. اين امر نشان ميدهد ،پورپيرار هيچ كتابي راجع به تمدن آشور و اورارتو مطالعه نكرده وقضاوت او سطحي وبي پايه است.
دكتر جنيدي در ارتباط با بي اعتبار دانستن اسناد هخامنشي در كتاب 12 قرن سكوت گفت چه كسي اين اسناد را بي اعتبار تشخيص داده است؟ وقتي دانشمندان بزرگ جهان با امكانات علمي و تجهيزات پيشرفته خود صحت اين مدارك را تأييد ميكنند،  چطور پورپيرار مدعي بي اعتبار بودن آنها شده است؟ چگونه است كه وي باستان شناسان جهان را لغو كرده و نسبت هايي را به آنها روا داشته، ولي در برخي منابع كتاب خود از دستاوردهاي علم باستان شناسي بهره جسته و مستند سازي كرده است ؟
وي افزود: اين كتاب نه براساس مدارك علمي، بلكه براي ايجاد هياهو نوشته شده است مؤلف آن صلاحيت اين كار را ندارد و بايد از ايشان پرسيد شما كه تمام مدارك و گفته هاي دانشمندان و زبان شناسان را رد ميكنيد داراي چه مدرك دانشگـاهي هستيد، دركجا تدريس كرده ايد و مبناي گفته هاي شما كدام  مأخذ است؟
مدير بنياد پژوهشي نيشابور همچنين پيرامون غيربومي دانستن سلسله هاي تاريخي در” 12 قرن سكوت“، تصريح كرد: اين سخن پراز تشويش  وهياهو است . چون نام ايران  دركتيبه هاي داريوش قابل مشاهده است ودرشاهنامه فردوسي نيز اين سلسله ها ايراني شمرده شده اند.
وي افزود: سنگ نبشته هاي آشوري نيز پارسوآش ها را ايراني دانسته و ساسانيان نيز همه جا خود را ايراني معرفي كرده اند. لذا درطول تاريخ هيچ مدركي مبني بر ايراني نبودن سلسله هاي تاريخي بجز               گفته هاي ناصر پورپيرار وجود ندارد.
دكتر فريدون جنيدي درپايان خاطرنشان كرد: اين كتاب براي ايجاد هياهو نوشته شده وبه طور حتم درعرصه پژوهش هاي بين المللي وعلمي جايي ندارد، چون فرهنگ وتمدن ايران موضوعي جهاني است وچاپ كتبي همچون 12 قرن سكوت، نمي تواند اين حقيقت درخشان راكتمان كند.

***

ميدان دادن به نويسنده كتاب 12 قرن سكوت  كار درستي نيست ودرواقع بزرگ كردن او است.
دكترغلامرضا وطن دوست، استاد بخش تاريخ دانشگاه  شيراز با بيان اين مطلب به خبرنگار ايسنا، گفت : توجه داشته باشيم، وقتي ترك ها و عرب ها كتاب را ترجمه،  چاپ و روي آن تبليغ وسيع كرده اند وبوش ما را محور شرارت مي خواند و بعضي ها ما را زير سؤال مي برند و تروريست مي خوانند، وزارت خارجه بايد نگران اين قضيه باشد، واقعاً وزارت خارجه چه مي كند؟
وي ازاين وزارتخانه خواست كه با همكاري وزارت ارشاد و در يك اقدام هماهنگ  از چند استادي كه دراين زمينه تخصص دارند، پاسخ علمي ومستند بدهند، چرا كه اگر بد دفاع شود، ضررش بيشتر است.
وي ناصر پورپيرار را فردي ماجراجو دانست و گفت: اصلا نمي توان نام وي را مورخ گذاشت .
دكتر وطن دوست تأكيد كرد: پاسخ به كتاب مذكور صرفا به دليل تبعات خطرناكي كه درخارج دارد ضرورت دارد، وگرنه كل كتاب غلط و بي پايه و بي اساس است و مانور دادن برروي آن بزرگ كردن نويسنده آن است .
مؤلف كتاب اسناد سازمان سيا، درپايان ضمن انتقاد از صدا وسيما گفت: چرا تلويزيون اين همه كتاب خوب و علمي را كه چاپ مي شود نقد نمي كند، اما به چنين فردي ميدان ميدهد تا ساعت ها بحث وگفتگو كند.

***

تخريب هر مسأله اي ، بدون هيچگونه سند و استناد، كار آساني است وهر آدم بيسوادي هم مي تواند مدعي اين حرفها باشد.
    دكتر سليم نويسنده واستاد سابق دانشگاه درگفتگو با خبرنگار هنري ايسنا بااعلام خبـر فوق افزود: نسبت دادن حکومت هخامنشيان به قوم يهود و نسبت دادن اتهامات ناروا  به كوروش، بهيچ وجه با مستندات تاريخي وباستان شناسي تعامل ندارد و ازديدگاه من، ‌نبايد چندان به اين نوشته اهميتي داد، چون ادعاهاي مؤلف 12 قرن سكوت، چنان بي پايه وبي سند است كه هيچ يك از اساتيد تاريخ وباستان شناسي، حتي حاضر به تكذيب آن نشدند.
    وي ادامه داد: كتيبه بيستون برخلاف ادعاي ناصر پورپيرار، مبني بر بي اعتباربودن، كاملاً مستند است ودر تورات نيز از كوروش به عنوان آزادي بخش قوم يهود يادشده است ، من نمي دانم چگونه قومي كه توسط اقوام پارس نجات يافته است، ‌حكومت دست نشانده اي همچون هخامنشي را برسر كار آورده است. البته دراين نكته كه همه اقوام وحكومت هاي گذشته داراي پادشاهاني خودكامه بوده اند شكي نيست. ولي دراين نكته هم كه حكومت هخامنشيان تاحدي نيز به فكر مردم بوده اند ، شكي نيست.
وي افزود: پيدايش حكومت هاي جمهوري بعد از انقلاب كبير فرانسه بوده و به غير از آتن كه يك دوره داراي نوعي حكومت جمهوري (اريستوكراسي) بوده، ‌بقيه جوامع داراي رژيم سلطنتي بوده اند، پس تمام تاريخ را رد كردن آن هم بدون دليل، هنر چنداني نمي خواهد و مؤلف 12 قرن سكوت حتي چند دليل قانع كننده كه طبقه عادي نيز آنرا بپذيرند نياورده است. دراين زمينه، عرب ها مثلي دارند كه مي گويند، مخالفت كن تا شناخته شوي (خالف تعرف) وپورپيرار نيز چون راه ديگري براي مطرح شدن نداشته، ‌طريق مخالفت را براي شناخته شدن انتخاب كرده است.
دكترسليم با بيان اين مطلب كه به هيچ وجه ادعاي مؤلف 12 قرن سكوت را مبني بر اين كه هخامنشيان برگ تازه اي از قوم يهود هستند، را قبول ندارد گفت: وقتي داريوش دركتيبه بيستون از اهورامزدا به عنوان خداي بزرگ ايرانيان نام مي برد وقبل از او نيز كوروش با فتخ بابل يهوديان دربند راآزاد كرده است، پس چگونه ممكن است هخامنشيان دست نشانده يهود باشند، اين كه دليل بر يهودي بودن هخامنشيان نمي شود، بلكه به آزاد مردي وآزاد منشي كوروش بازمي گردد كه علاقه داشت همه درآزادي نسبي زندگي كنند.
وي افزود: هيچ يك از پادشاهان هخامنشي، ‌نامي ازحضرت موسي (ع) نبرده اند، ولي نام اهورامزدا دركتيبه هاي آنها به چشم مي خورد، هرچند كه هخامنشيان زرتشتي دقيقي هم نبوده اند، چون هنوز مشخص نيست كه زرتشت درچه زماني ظهوركرده است، چون مدارك ظهور زرتشت از7 هزارسال تا 650 قبل ازميلاد درنوسان مي باشد. البته تواريخ قابل اتكا به سال 650 قبل ازميلاد بازمي گردد. برخي ها نيز اعتقـــاد  دارند ،‌زرتشت پيامبر نيست، ‌بلكه يك مصلح اجتماعي است، اما به هر حال نمي توان  پذيرفت كه هخامنشيان يهودي بوده اند.
وي ادامه داد: هدف هاي كتاب 12 قرن سكوت آن قدر سخيف است كه از همكاران ما كسي حاضر نشد درمقابل آن چيزي بنويسد چون بسياري مورخان خارجي وداخلي با استناد به مدارك وداده هاي تاريخي  و باستان شناسي، وجود اين سلسله ها  را به اثبات رسانده اند، به گونه اي كه ”كامرون“ حدود 60 سال  پيش، بسياري از كتيبه هاي  دوره هخامنشي را با خود به آمريكا برد وبيش از 2هزاركتيبه را ترجمه كرده مطالعات و بررسي هاي انجام شده بر روي اين كتيبه ها نشان داد كه درايران بردگي به شكل رايج باستان وجود نداشته وكارگران نيز دستمزد مي گرفته اند.
وي افزود: حكومت ايران هرچند ديكتاتوري بوده، ولي هيچ وقت در ارتباط با يهوديان نبوده است، بنابر اين وجود قبور برخي از پيامبران بني اسرائيل نيز، نمي تواند دليلي بر يهودي بودن اقوام پارس تلقي شود، من دركتاب ” تاريخ تحولات جامعه ايران “ توضيح داده ام كه وجه تسميه نام هايي مثل مسجد سليمان، ‌مادرسليمان و... جهت تقديس بناها وجلوگيري ازتخريب آنها بوده است.
اين استاد سابق دانشگاه در ارتباط با ادعاي ناصر پورپيرار مبني بر عدم وجود شهر پارسه تصريح كرد: پارس ها ، پارت ها و مادها 3 قوم بزرگي بودند كه از حدود 700 سال قبل از ميلاد درسه نقطه مختلف جغرافيايي ايران زندگي كردند و بعدها نيز به حكومت دست يافتند. البته برخي محققين نيز اعتقاددارند، موطن اصلي آريايي ها را ازجنوب روسيه رد كرده اند، آنها اين گونه استناد مي كنند كه ايران امروز، سرزمين اصلي آريايي ها مي باشد، ولي درگذشته وسعت آن بيشتر بوده است.
وي همچنين رد اسناد هخامنشي توسط مؤلف 12 قرن سكوت را فاقد اعتبار علمي و باستان شناسي دانست وخاطرنشان كرد: علاوه بر انديشمندان وتاريخ دانان غربي، محققان داخلي نيز همچون عباس اقبـال، ‌عبدالحسين  زرين كوب، دكتر مقدم و... براصالت تاريخ هخامنشي ونژاد آريايي تأكيد دارند،‌ هرچند كه خود ما نيز چندان بمكتوبات  هرودوت،‌ توجهي نداريم، ولي بايدتوجه داشت، قبل از هرودوت، ‌مورخيني همچون هكاته ، كتزياس و غيره وجود دارند كه تاريخ هخامنشيان و سرگذشت كوروش را تحرير كرده اند. پس اگر پورپيرار مدعي است كه ما مدرك معتبر درمورد هخامنشيان نداريم ، بهتراست آثار اين مورخان را مطالعه كند.
دكتر غلامرضا سليم درادامه پيرامون مطلبي از 12 قرن سكوت كه نسب نامه داريوش را دركتيبه بيستون بي اعتبار دانسته، يادآورشد: نسب كوروش با 6 پشت به هخامنش مي رسد. كتيبه بيستون يك سند محكم و قابل اتكاء است و پورپيرار هم كه اين نسب نامه را بي اعتبار دانسته ، بايد مستندات ومدارك خود را ارائه كند.
وي افزود : 12 قرن سكوت مدعي است كه سلسله هاي تاريخي غير ايراني و يهودي بوده اند، درحالي كه دلايل فراواني بر رد اين نظريه وجود دارد و ازديدگاه من، وي را باتوجه به سوابق خاصي كه دارد تشويق به نگارش اين كتاب كرده اند تا ازآن بهره برداري سياسي كنند چرا كه مطالب وتاريخ دوره هخامنشي، كاملاً مستند وغير قابل انكار است.
دكتر غلامرضا سليم، در پايان با تأكيد براين نكته كه برخلاف ادعاي ناصر پورپيرار مبني برپايان رشد ملي دردوره هاي تاريخي با تأكيد براين نكته كه برخلاف ادعاي ناصر پورپيرار مبني بر پايان رشد ملي در دوره هاي تاريخي با تأكيد براين كه هخامنشيان حيات مردمي را تقويت كرده اند، ‌تصريح كرد: هخامنشيان حيات مردمي را تقويت كرده اند ، تصريح كرد : هخامنشيان با سيستم اداره ايالات خويش ، درس بزرگي به ملت هاي بزرگ دنيا داده اند كه برخي ازآنها هنوز مورد توجه وپيروي علماي بزرگ سياسي جهان بوده و هست، ‌چون آنها دربين ملت ها، نوعي آزادي نسبي پديد آورده و كنفدراسيوني را مبتني بر حكومت مركزي به وجود آوردند كه اين امر مورد توجه كشورهاي بزرگ دنيا همچون آمريكا، هند و چين هم هست .

***

ناصر پورپيرار دركتاب به نام ” اززبان داريوش“ كه نويسنده آن پروفسور ” هايدي ماري كخ “ بوده ومن آن را ترجمه كرده ام، ‌مقدمه اي نوشت ودرآن كوروش و داريوش را تأييد كرده و آنها را مايه شناسايي فرهنگ  ايران درجهان معرفي كرده است .
دكتر پرويز رجبي ، ايران شناس، ‌نويسنده و استاد سابق دانشگاه كه با خبرنگار هنري ايسنا سخن  مي گفت با اعلام خبر فوق افزود: ‌تأليف 12 قرن سكوت با توجه به نوشته هاي قبلي پوپيرار ، نشان مي دهد كه وي انسان مغرضي بوده ومن نمي دانم درزندگي او چه اتفاقي افتاده كه او به تمام آگاهي هايي كه از ايران باستان داشته پشت پا زده است.
وي ادامه داد: آن چه راجع به دوران ايران باستان و سلسله هاي تاريخي ايران دراين كتاب تحرير شده ، به لحاظ عاطفي، ‌ملي وميهني قابل دفاع نيست و مشخص است كه نويسنده آن سعي داشته، ‌نه با اسناد علمي، بلكه با بهانه هاي معلق درهوا وپوچ  كتاب خود را تحرير كند، هرچندكه خود پورپيرار بهتر به اين نكته واقف است كه بيشتر دانسته هاي ما درباره ايران باستان، حاصل تحقيقات مستشرقين وانديشمندان غربي است و من به عنوان ايران شناس معترف هستم كه محققان ايراني دراين مـورد  فعاليـت هاي  چشمگيري نداشته اند.
اين ايران شناس افزود: چطور مؤلف 12 قرن سكوت پژوهش هاي انديشمندان غربي  را رد مي كند، ولي نوشته هاي خود را براساس تحقيقات آنها مستند سازي مي كند. اوهرجا سخني را كه مطابق ميل خود مي باشد، نقل كرده وهرجا كه نكته اي باب ميل او نبوده، ‌بدون اين كه پس و پيش نقل قول را به اطلاع مخاطب برساند، آن را ردكرده است، ‌با اين حساب، ‌خوانندگان غيرمتخصص،‌ نقل قولي را مطالعه مي كنند كه معلوم نيست برمبناي چه مبتدايي آغاز شده است؛ چون پورپيرار از هر صفحه، ‌يك پاراگراف برداشته و با استناد به آن، ‌خواسته هاي خود را رد يا تأييد كرده است .
دكتررجبي درپاسخ به سؤالي مبني براين كه دلايل علمي ادعاي دست نشانده بودن هخامنشيان توسط قوم يهود چيست؟‌ گفت حدود 1300 سال قبل ازاين كه قوم يهود برسرزبان ها بيفتد، ‌ما ازهخامنشيان خبر داريم كه البته اين اطلاعات تنها براساس نوشته هاي هرودوت نيست بلکه بر اساس كتيبه ها و دست آوردهاي باستان شناختي است.
وي افزود: اگر اين مطلب را هم قبول نكنيم بايستي اذعان كرد، درنوشته هاي شاهنشاهان آشور از 1500 قبل ازميلاد درباره هخامنشيان اطلاعات ومستنداتي وجوددارد، پس چطور قوم يهود سرگردان وآواره آن زمان كه هنوز قدرتي نداشته اند، درشرق ايران موفق به تأسيس سلسله هخامنشيان شده اند.
اين نويسنده درارتباط با ادعاي ناصر پورپيرار مبني بر اين كه مورخان مدركي ندارند تا جواب  گفته هاي مرابدهند، تصريح كرد: او راست مي گويد جواب آدم بي اطلاع را دادن مشكل است.
وي ادامه داد: پورپيرار نوشته اي به اسم ”سرزمين شهيربازار“ دارد كه درآن ايران باستان را به عرش اعلي رسانده است. من درباطن پورپيرار را به خاطر خدمات به دنياي نشر مي ستايم، ولي ايرانياني كه امروزه از دست وي خشمگين هستند بايد بدانند كه او خدمت فرهنگي زيادي در عرصه نشر كتب تاريخ انجام داده و حتماً زخمي دارد كه من نمي دانم چيست؟
دكتر پرويز رجبي در پايان پيرامون تأثيرات چاپ اين كتاب در برهه حاضر گفت :
انتشار 12 قرن سكوت، تأثير مثبت و منفي را با خود به همراه دارد، مثبت ازآن جهت كه كارشناسان ومحققان امروزه شروع ببحث دراين زمينه نموده اند و منفي ازآن جهت كه تمام حرف ها و ادعاهاي اين كتاب بي پايه، ناروا و بدون سند است.


  • بنیاد نیشابور