• جستجو

 

  • نشر بلخ
  • تاريخ، فرهنگ و هنر ايران

ببند
نام :  
ايميل گیرنده:
  
پیغام :  
 
10454 : شمار بازدید
فرستادن به دوستان

تاريخ، فرهنگ و هنر ايران

من تاريخ، فرهنگ و هنر ايران را به پيش از اسلام و پس از اسلام تقسيم نمي كنم
فريدون جنيدي (مؤسس بنياد نيشابور)
در گفتگو با نوانديش (ويژه‏نامة نيشابور) شماره 3 ـ تير 1380

پيش درآمد
نام بنياد نيشابور با نام فريدون جنيدي گره خورده است. اين بنياد اگر چه نام نيشابور را دنبال دارد اما در تهران واقع است همان طور كه بنيان گذار آن نيز با اينكه متولد نيشابور است سالهاست در تهران اقامت دارد.آخرين حضور فرهنگي دكتر جنيدي در نيشابور بازمي گردد به روزهاي برگزاري كنگره خيام در سال 79 و سخنراني پرشور و حال ايشان در فرهنگسراي سيمرغ. فريدون جنيدي كه شكوه و عظمت باستاني نيشابور را مي ستايد از اين شهر خاطره هاي بسياري دارد هر چند آخرين خاطره او از اين شهر خاطره اي غم انگيز است. سال گذشته فرزند برومندش، افشين، پزشك صميمي و هنرمندي كه نيشابور را جهت طبابت برگزيده بود در يك حادثه ناگهاني بدرود حيات گفت. با اين وجود وقتي به ديدار ايشان مي رويم روحيه خوبي دارد و نشان مي دهد كه به خوبي از پس اين ماتم بزرگ برآمده است . در دفتر كارش با رويي گشاده از ما استقبال مي كند و با حوصله به سئوالاتمان پاسخ مي گويد.
•     لطفاً بفرماييد بنياد نيشابور در چه سالي و با چه هدفي تاسيس شد؟
 پيش از انقلاب من در انديشه اين بودم كه بايد بنيادي تشكيل شود كه منحصراً به كارهايي كه بايسته و شايسته فرهنگ ايران است بپردازد، منتها در آن زمان امكان اينكه چنين بنيادي تشكيل شود و زير نظر مقامات عاليه زمان نباشد وجود نداشت چرا كه آنها در فرهنگ بيشتر به ظواهر توجه داشتند و به دنبال چيزهايي بودند كه تاج آنها را درخشان تر كند و پايه هاي تخت شان را مستحكم تر. خوشبختانه بعد از انقلاب اين امكان پيش آمد و در سال 1358 من برنامه اي نوشتم كه در آن شرح دادم كه ملت ايران براي بازشناسي فرهنگ و پيشينه خودش نياز به چه كارهايي دارد و اين كارها هم در يكي دو نسل ممكن است به نتيجه نرسد چه بسا دويست يا سيسد سال طول بكشد كه البته اين زمان براي ملتي كه چند هزار سال سابقه درخشان فرهنگ و تمدن بشري دارد، زمان زيادي نيست. مهم اين است كه خود مردم آغازگر باشند چون دولتها كارهايشان همه مقطعي است مثلاً در عرض شش ماه مي خواهند سميناري بگذارند، تمام نيروها را متمركز مي كنند كه در اين سمينار آن چيزهايي كه در مورد نظر دولت است گفته شود. بنابراين تلاش من به عنوان بنيان گذار بنياد نيشابور اين بود كه براي زندگي خودم و براي زمان خودم نينديشم بلكه به فكرآينده باشم و خوشبختانه از سال 58 تا امسال به ياري يزدان و پافشاري جوانان ايران زمين، بنياد نيشابور يك گام از آن هدفهاي پيشين اين سوتر يا آن سوتر ننهاده است و در راستاي همان هدفها حركت مي كند.
•    آيا به تنهايي بنياد نيشابور را راه اندازي نموديد؟ و اگر پاسخ مثبت است با چه مشكلاتي مواجه شديد؟
بله در آغاز تنها بودم منتها با خودم فكر كردم كه خب كساني بايد دور هم جمع شوند كه اين كار را بكنند و به اين نتيجه رسيدم كه بالاخره يك نفر بايد در ابتدا آغاز كند و البته مي دانستم كه با مشكلات فراواني روبرو خواهم شد و بايد از همه مزاياي زندگي مادي صرف نظر كنم و منحصراًَ به فرهنگ ايران بپردازم و اين كار خيلي اشكالاتي پيش خواهد آورد اما با اين حال همان روز با خودم فكر كردم كه خون من از خون فردوسي رنگين تر نيست كه هزار سال است درفش فرهنگ ايران را بر دوش دارد و ايران را هزار سال در برابر حملات فرهنگي و حتي سياسي بيگانگان نگهباني كرده است و در زندگيش گاه حتي در سفره اش نان جو نداشته است بنابراين من كه هستم كه در انديشه خودم باشم. خوشبختانه با خداي خودم پيمان بستم كه به هيچ كاري كه جنبه مالي داشته باشد يا سودي در آن متصور باشد نپردازم مگر اينكه در راه فرهنگ ايران باشد و اگر قرار است زندگي من از اين راه اداره شود، بشود و گرنه بميرم و باز هم خداوند و روان نياكان ياري كردند كه همين طور زندگي من ادامه پيدا كرد و به هيچ كار غير فرهنگي هيچ لحظه نپرداختم. خب من آغاز كردم و خوشبختانه گروههاي زيادي از جوانان، دانشمندان و استادان بزرگ ايراني كم كم با ما همراه شدند آنطور كه الان اين هيئت علميي كه با بنياد نيشابور همراه است من گمان دارم كه بي ترديد از هيئت علمي دانشگاه تهران قويتر و نيرومندتر هستند و اينها يا به صورت مؤثر با ما همكاري مي كنند و كتاب مي نويسند و يا به صورت غير مستقيم همراه با كارها و برنامه هاي بنياد نيشابور هستند.
•    آقاي دكتر؛ بنياد نيشابور در مدت 22 سال فعاليت خود چه كارهايي انجام داده و به چه نتايجي رسيده است؟
 ما روي همه زمينه هاي فرهنگ ايران كار مي كنيم. يعني ملت ايران براي اينكه خودش را بشناسد ناچار بايد همه زمينه هاي هنر و فرهنگ خودش را بررسي كند و ما هم به همين كار مي پردازيم . مثلاً فرض كنيد كه كتابي منتشر كرده ايم به نام « تاريخ سرگذشت موسيقي ايران » و يا كتابي درباره دانش كيهان و زمين در ايران باستان. علاوه بر اين ما اگر بخواهيم ريشه ها را بشناسيم ناچار بايد زبانهاي باستانی را بدانيم به همين دليل در اين زمينه چندين كتاب منتشر كرده ايم مثلاً خود آموز زبان سانسكريت و يا فرهنگ واژه هاي اوستايي در چهار جلد كه براي نخستين بار كرسي دانش اوستايي را از اروپا به ايران آورده است. كتاب « نامه پهلواني » را منتشر نموده ايم كه خودآموز خط و زبان ايران پيش از اسلام است . در بين فرهنگهايي كه منتشر كرده ايم سه فرهنگ هست كه ما در حقيقت سه زبان را به جهانيان معرفي كرده ايم، از جمله زبان  « رومانو » كه در اروپا قبلاً شناخته شده بود و چندين دانشگاه اروپا كه در زمينه زبان كار مي كنند از ما تقاضا كرده اند اجازه بدهيم اين فرهنگ را به زبانهاي خودشان ترجمه كنند . در مجموع تا كنون 64 كتاب كه همه مرجع هستند منتشر كرده ايم و كتابهاي ديگري هم در دست چاپ هستند و يا تحقيقاتي كه در آينده به ثمر مي رسند.
•    آقاي دكتر چرا نام نيشابور را براي بنياد انتخاب كرديد؟
نيشابور شهري است كه در تاريخ ستم هاي بزرگي بر آن وارد شده و در چند دوره با تخريب و ويرانگري و قتل و غارت روبرو  شده است و باز دو باره سربرآورده . نيشابور مردمان بزرگ و دانشمندان بزرگواري داشته است كه هر بار با درخشش بي نظير خود، صفحه ويران شده آن را پر كرده اند و فعلاً همه آنها به باد فراموشي سپرده شده اند . من به پاس روان ناكام آن دانشمندان بزرگ اين نام را برگزيدم براي بنياد نيشابور.
•     آيا اصليت خودتان هم در اين نامگذاري مؤثر بود؟
من بايد به شما بگويم نيشابوري نيستم! من پدربزرگم قندهاري بود و پدرم چون معدن فيروزه نيشابور را استخراج مي كرد به نيشابور آمد و من در روستاي معدن نيشابود به دنيا آمدم. در دو سالگي به مشهد و سپس تهران رفتيم، دوران كودكي را در تهران گذراندم، در 12 سالگي به نيشابور برگشتم و تا19 سالگي در نيشابور بوردم. مسلم اين كه ديدار آن تپه هاي باستاني، ديدار آن عظمت بي نظير و به ويژه ديدار استاد روانشادم مرحوم حسن سجادي كه منت بزرگي به گردن من دارد و بخش عظيمي از تلاشهاي فرهنگي من مديون  اوست همه با هم مؤثر شد كه نيشابور را بهتر بشناسم . شما فكر نكنيد كه شهر ديگري بوده در ايران لااقل بعد از اسلام كه برتر از نيشابور باشد . بله در زمانهاي باستان، احتمالاً همدان بزرگتر بوده يا مثلاً شوش بزرگتر بوده اما بعد از اسلام حتماً شهري بزرگتر از نيشابور  نبوده و اين حضور در نيشابور موجب شد كه آن را بشناسم و خب البته اينها بي تاثير نمي تواند باشد . حتماً تاثير دارد .
•     با توجه به اينكه بنياد، خصوصي است هزينه هاي آن چگونه تامين مي شود؟
من در مقدمه برنامه بنياد نوشتم كه اين بنياد اگر مي خواهد ملي باشد بايد ملت ايران هزينه هايش را بپردازند، متاسفانه ملت ايران الان نه شهامت دارد براي اين كارها و نه آگاهي آنرا دارد. مثلاً اين بنياد كه به نام نيشابور است، بسياري از نيشابوريها از آن اطلاعي ندارند. بنابراين همه اينها روي دوش خود من فشار مي آورد اما خب بالاخره ادامه مي دهيم. تمام كلاسهايي كه ما در اينجا داريم، در زمينه آموزش زبانهاي باستاني، فرهنگ ايران باستان و شاهنامه، همه افتخاري است. در تمام سمينار ها يي كه شركت مي كنم و سخنرانيهايي كه دارم هر جا كه هستم براي ايران افتخاري كار مي كنم.
•     آيا دولت يا سازمان هاي دولتي با شما همكاري نمي كنند؟
نه، وزارت ارشاد هنوز هم همكاري چنداني ندارد مثلاً كتابهاي عظيم ما را كه چاپ مي شود آن طور كه بايد بخرد اقلاً به كتابخانه هاي كشور تقديم كند نكرده. مثلاً فرهنگ اوستاي ما در هيچ كتابخانه عمومي نيست مگر در كتابخانه اي كه خودشان خريد كرده اند يا ما هديه كرديم . در آن لحظات سخت به ياري ما نشتافته اند و ما خيلي از اين بابت ضربه خورده ايم، با اين حال من معتقدم وزارت ارشاد دارد كارهايي انجام مي دهد كه در حد خودش قابل ستايش است فقط متوجه نيست كه از كدام انتشاراتي يا سازمان فرهنگي بايد حمايت بيشتري بكند.
•     ظاهراً اعتقاد چنداني به فعاليتهاي دولتي نداريد؟
زماني به من پيشنهاد شد سرپرستي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان را بپذيرم اما چون دولتي بود نپذيرفتم. من در مقدمه برنامه بنياد هم نوشته ام كه دولتها لياقت اين را ندارند كه كار فرهنگي بكنند اما بايد بپذيرم كه اين دولت خيلي زياد در اين زمينه كار كرد، و من دولت و نظام جمهوري اسلامي را برتر از همه دولتهاي پيشين مي دانم. با اين حال دولت كارش دچار نقص هم هست يعني اينكه به يك جنبه از فرهنگ و تاريخ ايران بيشتر توجه دارد در حاليكه دولت بايد توجه عام داشته باشد.
•     منظورتان كدام جنبه است؟
جنبه مذهبي. به جنبه فرهنگي ملي نه اينكه نگاه نكرده باشد اما كم نگاه مي كند. ما ملتي هستيم كه چند هزار سال در ميانه تاريخ جهان حضور سرافرازانه داشتيم نبايد اينها را محو بكنيم. بايد به اين توجه داشته باشيم و اين اتفاقاً به نفع نظام جمهوري اسلامي است، چون نظام جمهوري اسلامي گام بر مي دارد، ايستاده نيست ما مي بينيم توي اين بيست سال گام برداشته شده و به يك جايي مي رسد كه آنجا بايد آمادگي ملي داشته باشد، آنجا را ما از پيش ديده ايم. ما براي نظام جمهوري اسلامي اين خاصيت را داريم اگر چه آنها توجه نكنند. يك زماني هست كه نظام جمهوري اسلامي بايد ببيند كه مليت ايراني هست و مورد احترام است و اگر آنجا پشتش خالي باشد در حقيقت به يك خلاء مي رسد و ما داريم اين پشت را پر مي كنيم بدون اينكه هيچ دستوري از كسي به ما برسد و يا نظر سياسي داشته باشيم. ما فكر مي كنيم كه بايد فرهنگ ايران وقتي به آنجا مي رسد، آمادگي خودش را داشته باشد.
•     پس با اين حساب عمده فعاليتهاي شما درباره تاريخ و فرهنگ قبل از اسلام است؟
خير. من نه تاريخ، نه فرهنگ و نه هنر ايران را به پيش از اسلام و پس  از اسلام تقسيم بندي نمي كنم. ما بايد همه اينها را بشناسيم. اتفاقاً يكي از بزرگترين دوران درخشش فرهنگي و دانش ايران پس از اسلام بوده. ما بايد همه جنبه هاي زندگي خود و فرهنگ خودمان را به ياد بياوريم.
•     آقاي دكتر لطفاً كمي هم از برنامه هاي آينده بنيادبگويد.
همانطور كه قبلاً گفتم بيشترين كوشش ما در زمينه زبانهاي ايران است . كوشش خاص ما در زمينه شاهنامه است من اكنون مشغول ويرايش شاهنامه هستم. حتماً مي دانيد كه شاهنامه بسيار دچار دستبرد شده است. هر كدام از نسخه نويسان ابياتي را به آن افزوده اند. من در پژوهشهاي خودم در شاهنامه گاه به بيتهاي هم مفهوم و يا ناقض هم برخورد كرده ام و اگر چه درباره شاهنامه بسيار به تحقيق كرده اند از جمله بزرگترين كار در زمينه مقابله نسخ را جلال خالقي مطلق انجام داده است كه از همه ايرانيان بر او درود باد. اما هيچ كس ابيات افزوده را تشخيص نداده است . بالاخره بنياد نيشابور دارد اين كار را انجام مي دهد كه اميدواريم روزي يك شاهنامه به دست ايرانيان بدهيم كه اقلاً بگوييم نود تا نود و پنج در سد به آن چيزي كه فردوسي خودش سروده نزريك شده است.
•     فكر مي كنيد اين كار چه زماني به پايان مي رسد؟
الان دفتر اول آن آماده شده است و سه دفتر ديگر باقي مانده . سعي مي كنيم به جمعيت فرهنگي ايران گزارش كنيم كه بر اساس چه مدركي فلان بيت از شاهنامه را حذف نموده ايم به همين دليل كتابي كه همراه شاهنامه است (شرح ابيات حذف شده) شايد دو برابر شاهنامه بشود و فكر مي كنم اين كار چيزي در حدود سه سال ديگر طول بكشد.
 با تشكر فراوان از شما جهت قبول اين مصاحبه.
شاد باشيد.


  • بنیاد نیشابور